تبليغاتX
.::عاشــقانه های گـل یاس::.


.::عاشــقانه های گـل یاس::.

.:::::::: عاشقانه های گل یاس ::::::::.

 

نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 13:43 توسط گل یاس| |

 

نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 13:38 توسط گل یاس| |

 

نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 13:25 توسط گل یاس| |

از نفرتي لبريز

ما نوشتيم و گريستيم

ما خنده كنان به رقص بر خاستيم

ما نعره زنان از سر جان گذشتيم ...


كسي را پرواي ما نبود.

در دور دست مردي را به دار آويختند :

كسي به تماشا سر برنداشت


ما نشستيم و گريستيم

ما با فريادي

از قالب خود بر آمديم .

 

نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 12:12 توسط گل یاس| |

بگویید بر گورم بنویسند:
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربان بود
ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود
ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن....

نوشته شده در پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 17:14 توسط گل یاس| |
بر سنگفرش


ياران ناشناخته ام

چون اختران سوخته

چندان به خاك تيره فرو ريختند سرد

كه گفتي

ديگر، زمين، هميشه، شبي بي ستاره ماند.

***

آنگاه، من، كه بودم

جغد سكوت لانه تاريك درد خويش،

چنگ زهم گسيخته زه را

يك سو نهادم

فانوس بر گرفته به معبر در آمدم

گشتم ميان كوچه مردم

اين بانگ بالبم شررافشان:

- آهاي !

از پشت شيشه ها به خيابان نظر كنيد!

خون را به سنگفرش ببينيد! ...

اين خون صبحگاه است گوئي به سنگفرش

كاينگونه مي تپد دل خورشيد

در قطره هاي آن ...))

***

بادي شتابناك گذر كرد

بر خفتگان خاك،

افكند آشيانه متروك زاغ را

از شاخه برهنه انجير پير باغ ...



(( - خورشيد زنده است !

در اين شب سيا [كه سياهي روسيا

تا قندرون كينه بخايد

از پاي تا به سر همه جانش شده دهن،]

آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشيد را

من

روشن تر،

پر خشم تر،

پر ضربه تر شنيده ام از پيش...

از پشت شيشه ها به خيابان نظر كنيد!

از پشت شيشه ها

به خيابان نظر كنيد !

از پشت شيشه ها به خيابان

نظر كنيد ! ... ))

از پشت شيشه ها ...

***

نو برگ هاي خورشيد

بر پيچك كنار در باغ كهنه رست .

فانوس هاي شوخ ستاره

آويخت بر رواق گذرگاه آفتاب ...

***

من بازگشتم از راه،

جانم همه اميد

قلبم همه تپش .


چنگ ز هم گسيخته زه را

ره بستم

پاي دريچه،

بنشستم

و زنغمه ئي

كه خوانده اي پر شور

جام لبان سرد شهيدان كوچه را

با نوشخند فتح

شكستم :

( - آهاي !

اين خون صبحگاه است گوئي به سنگفرش

كاينگونه مي تپد دل خورشيد

در قطره هاي آن ...

از پشت شيشه ها به خيابان نظر كنيد

خون را به سنگفرش ببينيد !

خون را به سنگفرش

بينيد !

خون را

به سنگفرش ...))
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 15:39 توسط گل یاس| |
بر سنگفرش


ياران ناشناخته ام

چون اختران سوخته

چندان به خاك تيره فرو ريختند سرد

كه گفتي

ديگر، زمين، هميشه، شبي بي ستاره ماند.

***

آنگاه، من، كه بودم

جغد سكوت لانه تاريك درد خويش،

چنگ زهم گسيخته زه را

يك سو نهادم

فانوس بر گرفته به معبر در آمدم

گشتم ميان كوچه مردم

اين بانگ بالبم شررافشان:

- آهاي !

از پشت شيشه ها به خيابان نظر كنيد!

خون را به سنگفرش ببينيد! ...

اين خون صبحگاه است گوئي به سنگفرش

كاينگونه مي تپد دل خورشيد

در قطره هاي آن ...))

***

بادي شتابناك گذر كرد

بر خفتگان خاك،

افكند آشيانه متروك زاغ را

از شاخه برهنه انجير پير باغ ...



(( - خورشيد زنده است !

در اين شب سيا [كه سياهي روسيا

تا قندرون كينه بخايد

از پاي تا به سر همه جانش شده دهن،]

آهنگ پر صلابت تپش قلب خورشيد را

من

روشن تر،

پر خشم تر،

پر ضربه تر شنيده ام از پيش...

از پشت شيشه ها به خيابان نظر كنيد!

از پشت شيشه ها

به خيابان نظر كنيد !

از پشت شيشه ها به خيابان

نظر كنيد ! ... ))

از پشت شيشه ها ...

***

نو برگ هاي خورشيد

بر پيچك كنار در باغ كهنه رست .

فانوس هاي شوخ ستاره

آويخت بر رواق گذرگاه آفتاب ...

***

من بازگشتم از راه،

جانم همه اميد

قلبم همه تپش .


چنگ ز هم گسيخته زه را

ره بستم

پاي دريچه،

بنشستم

و زنغمه ئي

كه خوانده اي پر شور

جام لبان سرد شهيدان كوچه را

با نوشخند فتح

شكستم :

( - آهاي !

اين خون صبحگاه است گوئي به سنگفرش

كاينگونه مي تپد دل خورشيد

در قطره هاي آن ...

از پشت شيشه ها به خيابان نظر كنيد

خون را به سنگفرش ببينيد !

خون را به سنگفرش

بينيد !

خون را

به سنگفرش ...))
نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 15:37 توسط گل یاس| |

نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 15:36 توسط گل یاس| |

 

نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 15:28 توسط گل یاس| |

چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو

نمي رسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو

به ماه خيره مي شوم فقط و گريه مي كنم

دلم كه تنگ مي شود براي چشم هاي تو

و هي مرور مي كنم نگاه اول تو را

و اگر نمي رسد به من صداي چشم هاي تو

تو تا پلك مي زني به سجده مي رود دلم

به پيشگاه اعظم خداي چشم هاي تو

شبي خراب مي شود حصار هاي فاصله

و آب مي شود دلم به پاي چشم هاي تو

 

 

نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت 15:12 توسط گل یاس| |

نوشته شده در یکشنبه 6 آبان1386ساعت 9:36 توسط گل یاس| |

نوشته شده در یکشنبه 6 آبان1386ساعت 9:21 توسط گل یاس| |
طراح قالب پیچك دات نت

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

  کد آهنگ گروه دلنوازان  - بهترین آهنگها را از وب پی 30 بخواهید --> webp30.mihanblog.com
ابتدا نيت كنيد

ابتدا نيت كنيد


سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دريافت کد فال حافظ براي وبلاگ