.::عاشــقانه های گـل یاس::.
.:::::::: عاشقانه های گل یاس ::::::::.
ما نوشتیم و گریستیم آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم در آستانه پر نیلوفر، که به آسمان بارانی می اندیشید در آستانه پر نیلوفر باران، که پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود در آستانه نیلوفرها، که از سفر دشوار آسمان باز می آمد.
ما خنده کنان به رقص بر خاستیم
ما نعره زنان از سر جان گذشتیم ...
کسی را پروای ما نبود.
در دور دست مردی را به دار آویختند :
کسی به تماشا سر برنداشت
ما نشستیم و گریستیم
ما با فریادی
از قالب خود بر آمدیم

و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
و آنگاه بانوی پر غرور باران را
| طراح قالب پیچك دات نت |


