.::عاشــقانه های گـل یاس::.
.:::::::: عاشقانه های گل یاس ::::::::.
من غصه و غم وانتظاری هر شب ما را تو به گریه می سپاری هر شب احساس نمی کنم که دوری از ما در کوچهء ما حضور داری هرشب ***عشق پاک قادر است سعادتمندترين و دل انگيز ترين زندگاني را به وجود آورد *** ويکتور هوگو قلب مرا که با ارمغان برايت فرستادم بپذير عزيز دلم ، ايام وصال را غنيمت شمرده و براي جاويد ماندن اين روزگار شيرين قلب ناتوانم را پذيرا باش . به ياد گل زيبايم اين قطعه را به ياد گلي مينگارم که مدت زماني در کنارم آرميد و حال با بلبل خوش نغمه ديگري سرگرم عشقبازيست . اين صفحه را به ياد گلي سياه مي کنم که با خون دل آبياريش کرده تا به صورت حال درآمد . اين کلمات را بياد گلي مي سرايم که قطرات اشک مرواريد فام غبار غم و اندوه از رخسارش پاک مي نمود . اين سوزو گداز من از آنست که من چون فرهاد بيدار و او مثال شيرين خفته است . روزگار ، زمان ، طبيعت ، سرنوشت . دست به دست يکديگر داده بودند تا دو قلب مارا به هم پيوند زنند .دو قلب ساده و بي آلايش ،دو صندوقچه مهر و عطوفت ، دو حاکم منزه از هر عيب و نقصي را . پيروز شدند ، شادي ها کردند ف طبيعت جشن بر پا نمود چون به آرزوي خود رسيده بود . اي قلب رفته به قهر ، آيا به ياد داري چه اشکها که در کنار نهال وجودمان ريختيم ؟! اي قلب مهربان ديروز آيا به خاطر داري چه خنده ها در جوار اندام هم کرديم ؟ و اي قلب نامهربان ديروز به ياد مي آوري چقدر وعده ها در وفا به من دادي ؟ حال خود را مطيع خواسته دل و غرور نموده و خاطرات زماني را که با هم بوديم فراموش کردي ؟ در کنج اين تنهايي برايت نيکبختي و سعادت آرزو مي کنم و از تو ميخواهم اين بي تمناي خودت را فراموش نکني و گاهي با چند کلمه دل او را تسلي دهي . باغبان غمديده تو ............... گل سرخ عشق آتش فام مرا بپذير سلطان قلبم : آن روز بهاري که نسيم ملايم گيسوانت را به رقص در آورده بود ، نگاهم با نگاهت آميخته شد . از آنروز به بعد از بلندي کوهها ، سبزي دشتها ، زمزمه رودها مي پرسيدم تو کجا رفته اي ؟ نگاه پر فروغت ، نواي دلت اثري عميق در من نهاد . آه عزيزم . عشق پاک مرا با اين گل سرخ پذيرا باش . بيم دارم مرا به دست فراموشي سپرده و دل به ديگري بندي . محبوبه قشنگم : مي خواهم سري از اسرار نهانخانه قلبم را برايت فاش کنم . مي نويسم ، مي گويم ، مي سرايم تا اين نغمه ترديد آميز را برايم توصيف کني . در هر قطره اشکم و هر آه سوزانم اين جمله به چشم مي خورد : آيا مرا دوست داري ؟ فکر و خيالم ، راز و نيازم ، اندوه و عقده ام حاکي از اين راز بزرگ مي باشد . واضحتر سخن بگويم ، در عشقت ترديد دارم ، مرا از اين گودال زندگي نجات ده . به اميد کمک تو ............... گل هميشه بهار در قلب کوچک و ناتوانم تا ابد جاي تست . دلدار من ، اين کلبه حزن آور ، اين کاشانه مملو از عشق فقط جاي تست ، تلخي ها ، فرازها ، نشيب ها بر حرارت و اشتياق من مي افزايند . 












| طراح قالب پیچك دات نت |





