.::عاشــقانه های گـل یاس::.
.:::::::: عاشقانه های گل یاس ::::::::.
تقدیم به او که با ذره ذره وجودم دوستش دارم
دنبال کسی نباش که بتونی باهاش زندگی کنی ، دنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی . **************** روزی که از تو جداشم روز مرگ خنده هامه چراغی دور در ساحل شکفته من و دریا دو همراز نخفته همه شب گفت دریا قصه با ماه دریغا حرف من حرف نگفته ! دروغه هر چی گفتند عاشق هستم شروعی به وسعت بهار نگاهی به وسعت عالم هستی صدایی اکنده از عشق باتو بودن وجودی که با حضور تو جان میگیرد وخدایی که بی او ثانیه هایی را در خودجای نمیدهم باور یک عشق و شروع زندگی که تبسم و خیال یک عشق که تا روزها و سالها و قرن ها تنها فقط به یاد او خواهیم نشست تا زیبای سرزمین ارزوهام همیشه درذهنمان جاودانه بماند چون دنيا يه روز تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل گلی... چون گل هم يه روز پژمرده ميشه... نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس... چون شب هم بالاخره تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی... چون اب که هميشه پاک نميمونه... نميخوام بگم که دوستت دارم... چون منکه اصلا دوستت ندارم... بلکه من عاشقتم ريشه روشني پوسيد و فرو ريخت






روز تنهايی دستام فصل سرد گريه هامه
توی اون کوچه غمگين جای پاهای تو مونده
هنوزم اون بيد مجنون عکس قلبت رو پوشونده
بعد تو با گريه رفيقم غم تو داده فريبم
حالا من تنها و خسته توی اين شهر غريبم..........



شاید عشقش هوس بازانه بوده
درسته عاشق دلداه مرده
ولی یک عاشقی بیچاره مونده
آره من عاشقی بیچاره هستم
شکسته بال من پرهای بستم
درسته راز این قلب شکستم
ولی این بس که من لیلی پرستم
دروغه هر چی میگن ساده هستش
دلم افتاده از عشقش به دستش
دروغه لحظه ی عشقبازیامون
بدون من موندم و تنهاییامون




و صدا در جاده بي طرح فضا مي رفت
از مرزي گذشته بود
در پي مرز گمشده مي گشت
كوهي سنگين نگاهش را بريد
صدا از خود تهي شد
و به دامن كوه آويخت
پناهم بده تنها مرز آشنا پناهم بده
و كوه از خوابي سنگين پر بود
خوابش طرحي رها شده داشت
صدا زمزمه بيگانگي را بوييد
برگشت
فضا را از خود گذرداد
و در كرانه ناديدني شب بر زمين افتاد
كوه از خوابي سنگين پر بود
ديري گذشت
خوابش بخار شد
طنين گمشده اي به رگهايش وزيد
پناهم بده تنها مرز آشنا پناهم بده
سوزش تلخي به تار و پودش ريخت
خواب خطاكارش را نفرين فرستاد
و نگاهش را روانه كرد
انتظاري نوسان داشت
نگاهي در راه مانده بود
و صدايي در تنهايي مي گريست

| طراح قالب پیچك دات نت |






